تبليغاتX
نگین شهر

نگین شهر

نرم افزار - موبایل -ماهواره- (شعر-sms- جوك و.....)

گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم
با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم
خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم

یه سوی این قصه تویی‌
یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما
تو بشکنی ، من می شکنم

نه از تو می ‌شه دل برید
نه با تو می ‌شه دل سپرد
نه عاشق تو می ‌شه موند
نه فارغ از تو می ‌شه موند
هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست
من از تو می پرسم بگو

تو بال بسته ی منی‌
من ، ترس پرواز تو ام
برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم
گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم

در" يعني " قفلي هست"!

   جواني غمگين و سر خورده سر راه شيوانا سبز شد و با ناراحتی به او گفت: "به هر كاری دست مي زنم نهايتاً به دری بسته برمی خورم كه ديگر نمي توانم به پيش بروم. قصد ازدواج می كنم شرايطی كه در مقابلم مي گذارند سخت و دشوار است. می خواهم كاری برای خودم دست و پا كنم می بينم وسايل و لوازم آن به راحتی فراهم نمی شود و درآمدش فوق العاده ناچيز است.خلاصه به هر كاری دست می زنم آخر كار با دری بسته مواجه مي شوم. به من بگوييد چه كار كنم؟ "

     شيوانا دستش را روي شانه ی جوان گذاشت و گفت: "همين كه به در بسته مي خوری نشانه ی اين است كه قفلی هست!به اين بينديش كه جا ني در بدن نداشتی و حتی نمی توانستی تلاش كـنی كه به اين در بسته برسی!همين كه زنده ای ونفس می كشی و در مسير زندگی به مشكل و مانعی برمی خوری ، همين مانع نشانه ی اين است كه بايد برای يافتن جواب و راه حل اميدوار بود.به جای اين كه در مقابل در های بسته ط زندگی ات زانو بزني و تسليم شوی به اين بينديش كه چگونه آن را دور بزنی و از آن عبور كني .هميشه به خودت بگو!اگر دری بسته در مقابل من ظاهر میشود معنايش اين است كه كليدی همين دور و برها منتظر است تا آن را بردارم و در را باز كنم و از اين مانع عبور كنم .موانع و سختی ها در زندگی شايد نا خوشايند باشند ولی نشانه ی آن هستند كه هنوز سالم و زنده ايم و می توانيم به پيش برويم. همين نشانه برای اميد داشتن كفايت می كند. وقتی اين اميد را داشته باشی هيچ دری در مقابل اراده ی تو بسته نخواهد ماند. " 

                                                                                             مجله موفقيت شماره 169 ص11

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 8:19 توسط مارکار| |
وقتی من هنوز می تونم پلک بزنم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم لبخند رو مهمون لبام کنم و از ته دلم خوشحالی رو حس کنم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم با معبودم حرفهای ناگفته دلم رو در میون بذارم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم بر گونه های وارفته مادرم بوسه بزنم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم محمد کوچلو رو بخندونم و اونو به وجد بیارم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم به خودم بگم می تونم پس می تونم امیدوار باشم

وقتی من هنوز می تونم به خودم امید بدم پس می تونم امیدوار باشم.

Image By www.Allpic.ir

 

قانونی برای دو موجود زنده(یکی انسان و یکی حیوان)

چرا باید قانون بی رحم طبیعت که حیوانی برای زنده ماندن حیوان دیگری را می خورد

با قانون دنیای به ظاهر پر از احساس و عاطفه ما انسانها یکی باشد؟

ما انسانها برای بدست اوردن چیزی از روی طمع و خودخواهی قلب انسانی را می شکنیم

و این نه تنها از مرگ کمتر نیست که زجراورتر هم هست و این رفتار در زندگی بعضی از ما

به عنوان یک قانون بی رحم درامده.

این قانون چه تشابهی عجیبی را بین پست ترین موجود و برترین موجود قرار داده و مطمئنن مقام

برترین موجود با چنین رفتار خشنی از مقام پست ترین موجود نیز به مقامی پست تر نزول

خواهد کرد . چون حیوان از روی غریزه این کار را انجام می دهد

ولی انسان از روی اراده چه مغرور.

و اگر روزی من و شما انسانی بی گناه را فدای هدفهایمان کردیم بی شک از حیوان پست تریم.

 

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:27 توسط مارکار| |
دوستان گلم سلام

خوبید من یه مدتی نیستم مشکلی پیش اومده که فعلا وقت برا

وبلاگ و ... ندارم امیدوارم سال خوبی داشته باشید سال نو مبارک

مو فق باشید

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 8:14 توسط مارکار| |

    

 

والنتاین مبارک

=====================================

غنچه از خواب پرید؛ و گلی تازه به دنیا آمد. خار خندید و به گل گفت سلام؛

و جوابی نشنید! خار رنجید ولی هیچ نگفت، ساعتی چند گذشت...

گل چه زیبا شده بود، دست بی رحمی آمد نزدیک؛

گل سراسیمه ز وحشت افسرد، لیک آن خار در آن دست خلید؛ و گل از مرگ رهید. صبح فردا که رسید؛ خار با شبنمی از خواب پرید،

                                           گل صمیمانه به او گفت: سلام!

 

 

========================

دوستای گلم والنتاین رو به همتون تبریک میگم خوش بگذره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:37 توسط مارکار| |

 

-----------------------------------

 

از دشمني تا دوستي يک لبخند از جدايي تا پيوند يک قدم .

از توقف تا پيشرفت يک حرکت از عداوت تا صميميت يک گذشت .

از شکست تا پيروزي يک شهامت از عقب گرد تا جهش يک جرات .

از نفرت تا علاقه يک محبت از خست تا سخاوت يک همت .

از صلح تا جنگ يک جرقه از آزادي تا زندان يک غفلت

------------------------------------------------------------------------------

خداوندا!
اگر روزي ‌ز عرش خود به زير آيي
لباس فقر پوشي
غرورت را براي ‌تکه ناني

‌به زير پاي‌ نامردان بياندازي‌
و شب آهسته و خسته
تهي‌ دست و زبان بسته
به سوي ‌خانه باز آيي
زمين و آسمان را کفر مي‌گويي
نمي‌گويي؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خيز تابستان

تنت بر سايه‌ي ‌ديوار بگشايي
لبت بر کاسه‌ي‌ مسي‌ قير اندود بگذاري
و قدري آن طرف‌تر

عمارت‌هاي ‌مرمرين بيني‌
و اعصابت براي‌ سکه‌اي‌ اين‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمين و آسمان را کفر مي‌گويي
نمي‌گويي؟!

خداوندا!
اگر روزي‌ بشر گردي‌
ز حال بندگانت با خبر گردي‌
پشيمان مي‌شوي‌ از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.

خداوندا تو مسئولي.

خداوندا تو مي‌داني‌ که انسان بودن و ماندن
در اين دنيا چه دشوار است،
چه رنجي ‌مي‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

دکتر  علی شریعتی

                                                                                    دکتر علی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 9:17 توسط مارکار| |

زندگي پر از لحظه هاييست كه ميتونن بهانه باشن

 براي خوشحال كردن آدمهايي  كه كنارمونن و مشغوليات زندگي

باعث شده از زير نگاه مهربونمون بگذرن و ديده نشن .
یلدا رو فرموش نكنيم. انار دختري است كه دلش لبريز غم بيماري

 مادره و اعتياد یا بیکاری و بیماری پدر . هندوانه مادري است كه دانه

 هاي سياه بيماري پدر، اجاره خانه تلنبار شده، بدهكاري به بقال محل

 و... شيريني و قرمزي شو ازش گرفته و آجيل پدري است كه هزار

 كار ميكنه تا شب شرمنده و دست خالي به خونه نره اما هميشه بدهكا

ر آرزوهاي كوچك بچه هاشه.


 بياييد انار رو دختري كنيم كه دانه هاي آرزوهاش يكي يكي سرخ و

 شيرين ميشن. مادر رو هندونه اي كه از شيریني زندگي عين عسل ميشه و پدر رو پسته خندون آجيل شب یلدا

                                      

 

شب یلدای همتون مبارک باشه

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:47 توسط مارکار| |