تبليغاتX
نگین شهر
نرم افزار - موبایل -ماهواره- (شعر-sms- جوك و.....)

ابی تر از انیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم

شهید اوینی

============================

وقتي شقايق مرد ، گلهاي باغ همه ماتم گرفتند و از جويبار خواستند براي گريستن ، به آنها چند قطره آب قرض دهد .

جويبار آهي كشيد و گفت : آن قدر شقايق را دوست داشتم كه اگر تمام آبهاي من به اشك تبديل شود و آنها را براي مرگ شقايق بريزم ، باز هم كم است .

گلها گفتند : راست مي گويي ،
چگونه ممكن بود با آن همه زيبايي ، شقايق را دوست نداشت ؟

جويبار پرسيد : مگر شقايق زيبا بود؟

گلها گفتند : شقايق غالباً خم مي شد و صورت زيباي خود را در آب شفاف تو مي ديد ، پس تو بايد بهتر از هر كس بداني كه شقايق چقدر زيبا بود .

جويبار گفت : من شقايق را براي اين دوست مي داشتم چون وقتي خم مي شد و به من نگاه مي كرد ، من ميتوانستم زيبايي خود را در چشمان او تماشا كنم

================

 روزي دروغ به حقيقت گفت :                                                          

 مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ،

 حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد .

 آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ،

 وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد .

 دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت .

 از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ،

 اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 

خیال تو ...

هر کسی یه روز میاد و یه روز میره ... یکی با دلش میره و یکی با پاهاش ... ولی مواظب باش که

کسی با پاهای خودش از دلت نره !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 23:27
  به قلم: مارکار  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری