خداي بزرگ و هميشه مهربانم
خدايي كه هميشگي تريني براي من
خدايي كه بزرگواري ات در حق من حد و حسابي ندارد
خدايي كه سخت ! سخت ! سخت ! عاشق و نيازمند توام .... سخت ....
خدايا ! بر من رحم كن !
به بزرگواري و عظمتت قسم ! بر من رحم كن !
محتاج توام ... نيازمند توام ... مهر تو را تمنا دارم !
خواهش مي كنم مگذار به خطا بروم .
تو را به عزت و بزرگي ات قسم ... مرا به حال خود رها مكن ! ... خودت ! خداي من !
خودت با دستهاي عاشق و مهربانت ... عاشقانه و بزرگوارانه بهترين ها را براي من به ارمغان بياور .
خدايا !
خداي مهربانم !
خدايي كه تنها تو را دارم !
خدايي كه اميدم فقط تويي !
خدايي كه تكيه گاهم فقط تويي ! ... خواهش مي كنم بر من رحم كن و مرا به حال خود وامگذار .
خودت مواظب و راهنماي من باش ... با آن مهر و لطف هميشگي ات .
خدايا ! ... سخت درمانده ام . سخت محتاج هدايت توام . خودت با من باش بزرگوارا .
خدايا ! با من باش ... بگذار از عشقت سيراب شوم . مرا به حال خود وامگذار مهربانا .
چشم براه مهر و بزرگي ات هستم .
من بنده ي هميشه نيازمند توام ... خودت تنها هدايتگر من باش اي مهربان بيكران .
==========================
![]()
![]()
![]()
![]()
خرسند شديم از اينكه امروز،رنگي دگر است نه رنگ ديروز
تا شب نشده رنگ دگر شد،گفتند از اين نكته هزار نكته بياموز
فرياد زديم كه چرخ گردون ليلات رو نداده اي به مجنون
فرياد برآمد آنكه خاموش،كم داد اگر نگيرد افزون
خاموش شديم و در خموشي رفتيم سراغ مِي فروشي
فرياد زديم دواي ما كو؟! گويند دَواست باده نوشي!
هوشيار نشد مگر كه مدهوش،اين بار گران بگيرم از دوش
آرام كنار گوش ما گفت: اين بار گران تو مُفت مفروش
از خود به كجا شوي تو پنهان،از خود به كجا شوي گريزان،بيداري دل چنين مخوابان
سخت آمده است مبخش آسان
هوشيار شديم از اينكه هستيم،رفتيم و در مِي كده بستيم
با خود به سخن چنين نشستيم:ما باده نخورده ايم و مستيم!؟!!؟!!
مسجد سر راه از آن گذشتيم
بر روي درش چنين نوشتيم:در مِي كده هم خداي بيني با مرد خدا اگر نشيني.........
![]()
![]()
![]()
دستم بوي گل ميداد،
من رو به جرم گل چيدن محكوم كردن
اما هيچكس فكر نكرد كه
شايد من يك گل كاشته باشم
![]()
![]()
![]()
![]()